کد دعای فرج برای وبلاگ

عشق امام زمان(عج)

ظالمین وخاطئین و خائنین و طاغین و کفار و منافقین و فاسدین را دیگر بس است

شنبه 3 تیر 1391 12:05 ق.ظ

نویسنده : محمد مهدی نوریزاده
ظالمین وخاطئین و خائنین و طاغین و کفار و منافقین و فاسدین را دیگر بس است

خدایا به نامهایت به نامهای باصفایت ، نامهای حسنایت ، به فدای تو و فدای نام های تو ،که لا

یقترینی ، تو عزیزترینی ، تو بهترینی ، تو صبوری بی همتائی ، اما ما که صبر نداریم ،

ای پرورش دهنده مهدی در دامان پاک امام حسن عسکری و نرجس خاتون سلام الله علیهم

به بی صبری ما هم نگاهی بینداز .

ظالمین وخاطئین و خائنین و طاغین و کفار و منافقین و فاسدین را دیگر بس است

دیگر انها را مهلت نده، مهلت آنها را قطع کن وحکومت صالحان را شروع بفرما

بشردرهمه صفات تو مبهوت است صبرتو به همه بشریت سنگین است .

خوبان در عجبندکه کی نجاتشان میدهی و بدان در هراستندکه کی حکومت راازآنها می گیری .

چه تقدیر فرموده ای ؟

تاچه حد طاغیان و ظالمان مهارزمین و زمان را بکشند و تاچه میزان ضعفاء تحمل کنند.

تفاوت بدکاران و خوبان بسیارزیاده شده است آیا فاصله آنقدر نشده که ذوالفقار علی دردست

مهدی ازنیام برکشیده شود و درخشش آن نوری بروجود خوبان و آتشی برقلب بدان عالم گردد.





دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

اتفاق مذاهب در موضوع موعود آخرالزمان

شنبه 3 تیر 1391 12:03 ق.ظ

نویسنده : محمد مهدی نوریزاده

اتفاق مذاهب در موضوع موعود آخرالزمان

على اكبر قرشى
جو حاكم در دوران حكومتهاى بنى‏امیه و بنى عباس و نظیر آنها سبب گردید كه بسیارى از حقایق اسلامى به دست فراموشى سپرده شود و در میان مسلمانان ترویج نشود و در مقابل بسیارى از چیزها كه در مسیر سیاست آنها قرار مى‏گرفت‏به وجود آمد و تبلیغ شد. نظیر مساله جبر، خلق قرآن و امثال آنها.

جلال‏الدین عبدالرحمان سیوطى (1) در حالات «یزیدبن عبدالملك بن مروان‏» كه بعد از «عمر بن عبدالعزیز» به حكومت رسید مى‏نویسد: او چون خلافت را به دست گرفت، گفت: مانند عمربن‏عبدالعزیز رفتار كنید، اطرافیان او چهل نفر شیخ (عالم دربارى) را پیش او حاضر كردند و همه آنها شهادت دادند كه بر خلفا حساب و عذابى نیست! و او بعد از چهل روز از خلافتش (از عدالت و تقوا به ظلم و بى‏بندو بارى) برگشت .

«زمانى كه منصور عباسى از مالك بن انس امام مذهب مالكى خواست كتاب «موطا» را بنویسد تا مردم را بر فقه او وادار نماید، با او شرط كرد كه باید در كتابت از على بن ابى‏طالب(ع) حدیثى نقل ننمایى! و نیز (2) به او گفت: از «شواذ بن مسعود» و «شدائد بن عمر» و رخصتهاى «ابن عباس‏» اجتناب كن » به هر حال در اثر جریانهاى اشاره شده و (3) انزواى امامان: و شهادت، تبعید و زندانى شدن آنها و مخالفت صد درصد خلفا با مطرح شدن اهل‏بیت(ع) سبب گردید كه مساله مهدویت در میان برادران اهل سنت‏به دست فراموشى سپرده شود و این مقدار كه در كتابها نقل شده و محفوظ مانده از كرامات بلكه از معجزات است كه خداوند خواسته است‏حجت‏بر همه اهل اسلام تمام شود. امروز كه وضع زمان عوض شده امید است دانشمندان اسلامى این حقایق را ترویج كرده و وظیفه الهى خویش را در رابطه با این حقیقت ادا نمایند.

با توجه به آنچه گذشت در این مقاله سعى شده است كه با استفاده از منابع اهل سنت اثبات شود كه شیعه و اهل سنت درباره امام زمان(ع) متفق‏القول‏اند وحدت نظر دارند. به عبارت دیگر:

اهل سنت نیز مانند شیعه مى‏گویند: مهدى موعود(ع) فرزند نهم امام حسین و فرزند چهارم امام رضا و فرزند بلافصل امام حسن عسكرى(ع) است و در سال 255 هجرى در شهر سامرا از مادرى به نام نرجس متولد شده است و در آخرالزمان ظهور كرده و حكومت جهانى واحدى تشكیل خواهد داد.

پس به طور خلاصه مى‏توان گفت در این مقاله در ضمن دو گفتار دو مطلب اساسى به اثبات مى‏رسد: در گفتار اول اثبات مى‏شود: مهدى موعود «كه آمدنش به طور متواتر از رسول‏الله(ص) نقل شده، فزرند نهم امام حسین و فرزند چهارم امام رضا و فرزند بلافصل حضرت امام حسن عسكرى: است و یك شخص مجهول و نامعلومى نیست.

در گفتار دوم با بررسى اقوال تنى چند از بزرگان اهل سنت كه همه آنها ولادت امام زمان(ع) را نوشته و ولادت او را بطور قطع و یقین بیان داشته‏اند معلوم مى‏شود كه شهرت عدم ولادت آن حضرت و نسبت مجهول بودنش بى‏اساس بوده است.

چنانكه گفته شد همه مطالب بدون استثناء از كتب برادران اهل سنت جمع آورى شده و نگارنده از این كار دو نظر داشته است‏یكى اینكه: برادران اهل سنت موقع مطالعه آن عذرى نیاورند و نگویند كه این مطالب در كتابهاى ما نیست دیگر آنكه مطالعه كنندگان شیعه مذهب را سبب تحكیم اعتقاد باشد و بدانند آنچه كه آنها عقیده دارند مورد تصدیق اهل سنت نیز مى‏باشد. این مزیت‏به نظر من سبب نزدیك شدن اهل سنت و شیعه نسبت‏به یكدیگر خواهد گردید.

مهدى شخصى ، نه مهدى نوعى
برادران اهل سنت در رابطه با مهدى موعود « مى‏گویند: ما به مهدى نوعى عقیده داریم. به عبارت دیگر ما منكر موعود نیستیم . احادیثى كه از رسول خدا(ص)درباره او صادر شده مورد قبول ماست ولى مى‏گوییم، او هنوز متولد نشده و معلوم نیست چه كسى است اما در آینده متولد مى‏شود و بعد از برزگ شدن قیام مى‏كند و حكومت جهانى واحد تشكیل مى‏دهد. او از نسل فاطمه واز فرزندان حسین (ع)است. (4)

بقیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

آخرالزمان و امام مهدى، علیه‏السلام

شنبه 3 تیر 1391 12:02 ق.ظ

نویسنده : محمد مهدی نوریزاده

آخرالزمان و امام مهدى، علیه‏السلام

محمد دشتى
به انگیزه انتشار كتاب «امام‏مهدى، علیه‏السلام، از ولادت تا ظهور» نوشته سید محمدكاظم قزوینى، ترجمه حسین فریدونى

ظهور موعود الهى و منجى بشر متضمن دو عنصر اساسى و به هم پیوسته است: زمان دوران این تحول در رویداد جهانى (آخرالزمان) و وجود شخص منجى و متكفل این امر عظیم (امام مهدى، علیه‏السلام).

«آخرالزمان‏» اصطلاحى است در فرهنگ ادیان بزرگ دنیا، به معناى آخرین دوران حیات بشر و قبل از برپایى قیامت. در فرهنگ اسلامى، آخرالزمان هم دوران نبوت پیامبر اكرم، صلى‏الله‏علیه‏وآله، تا وقوع قیامت را شامل مى‏شود و هم دوران غیبت و ظهور مهدى موعود، علیه‏السلام، را. در دوران معاصر، عده‏اى از مفسران و متفكران مسلمان از قبیل: مرحوم علامه طباطبایى، استاد شهید مرتضى مطهرى، سید قطب، محمد رشیدرضا، شهید سید محمدباقر صدر و... با اتكا به آیاتى از قرآن كریم (اعراف: 138، انبیاء: 105، صافات: 171 و 172) استخلاف انسان در زمین، فرمانروا شدن نیكوكاران زمین (وراثت صالحان) و پیروزى حق بر باطل را به‏رغم جولان دائمى باطل به عنوان سرنوشت آینده بشر مطرح كرده‏اند و آیات و روایات مربوط به تحولات آخرالزمان را بیانگر نوعى فلسفه تاریخ مى‏دانند و به اعتقاد ایشان، عصر آخرالزمان عبارت است از دوران شكوفایى تكامل اجتماعى و طبیعى نوع انسان، چنین آینده‏اى امرى است محتوم كه مسلمانان باید انتظار آن را داشته باشند و نباید منفعل و دلسرد به «حوادث واقعه‏» بنگرند، بلكه با حالتى پر نشاط و خواهان صلاح جامعه انسانى و آگاه از تحقق اهداف تاریخى انتظار، باید سرشار از امید، آمادگى و كوشش در خور این انتظار مقدس باشند. در چارچوب این برداشت، آخرالزمان قطعه معینى از تاریخ نوع انسان است كه او باید در آن حركت تكاملى تدریجى خود را تا تحقق وعده الهى ادامه دهد. (1) در حالیكه در كتب علماى متقدم همچون «كمال‏الدین‏» شیخ صدوق و «كتاب‏الغیبه‏» شیخ طوسى، رحمة‏الله‏علیه، چنین تفسیرى از تاریخ نبوده و تحولات آخرالزمان امرى است غیر عادى كه در آخرین بخش از زندگى نوع انسان واقع مى‏گردد و به تحولات قبلى جامعه انسانى مربوط نمى‏شود. (2)

در نظر متاخران بینا بودن در مورد «نشانه‏هاى زمان‏» و ارزیابى رخدادها، در پرتو پیشگوییهاى آخرالزمانى كه در جامعه جریان دارد، ضرورى است . كما اینكه بسیارى از اندیشمندان بر این باورند كه جامعه انسانى اینك در آخرین مرحله غفلت از «ذات‏» و در اوج تحمل «جوهر مادى‏» و «كمیت منطوى در كثرت‏» قرار دارد، و معتقدند هر چه بشر پیشتر مى‏رود; درك جمعى او از خیر و عدل مطلق مفهوم تر و شفاف‏تر مى‏گردد.

شناخت «آخرالزمان‏» یا فرجام شناسى (Eschatologie)در ادیان یهود، مسیحیت و زرتشتى نیز حائز اهمیت است.

با عنایت‏به آنچه بیان شد، «آخرالزمان‏» پایان همه چیز نیست، بلكه ترمیم جهان است. گویى جهان ناگهان تعادل خود را باز مى‏یابد و به حالت اولیه باز مى‏گردد. همه آشفتگیهاى ممكن اوجش در آخرالزمان است فقط در صورتى آشفتگى مطلق است كه فى نفسه و با دیدى افتراقى ملاحظه شود. ولى چنانچه این بى نظمیها در قبال نظم كل كه سرانجام همگى به آن باز مى‏گردند، قرار گیرد جنبه منفى خود را از دست مى‏دهد و جزو عوامل مقوم و به یك معنى فانى در مرحله ظهور مى‏شود.

به تعبیر «رنه گنون‏» در كتاب «آخرالزمان یا عصر سیطره كمیت‏» دوران دجال نهایت ظلم و شر است، ولى امر شر و منحوس ناپایدار و موقت است - هر چند كه نمى‏توانست جز آنچه واقعا هست چیز دیگرى باشد - و فقط جنبه خیر و سعادت كه پایایى و قطعیت دارد و به سامان مى‏رسد، به قسمى كه محال است‏سرانجام غالب نشود.


بقیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

امام مهدى و دنیاى استكبار

جمعه 2 تیر 1391 11:56 ب.ظ

نویسنده : محمد مهدی نوریزاده
امام مهدى و دنیاى استكبار

مهدى فقیه ایمانى
به موجب احادیث وارده از ناحیه پیامبر اكرم، صلى‏الله‏علیه‏وآله، و ائمه معصومین، علیهم‏السلام، مندرج در مصادر حدیثى و كتب اختصاصى پیرامون حضرت بقیة‏الله مهدى منتظر، عجل‏الله‏تعالى‏فرجه، یكى از ویژگیهاى قیام جهانى آن حضرت رویارویى و جنگ با كفار و مشركین و مفسدین فى الارض است‏با سلاحهاى جنگى عصر پیغمبر (از جمله ذوالفقار یعنى شمشیر پیغمبر) و دیگر وسائل از این قبیل كه جهت آگاهى تفصیلى خوانندگان محترم را به مصادر مربوطه ارجاع مى‏دهیم. (1)

امام باقر، علیه‏السلام، در این زمینه مى‏فرماید:

... و اما شبهه من جده المصطفى، صلى‏الله‏علیه‏وآله، فخروجه بالسیف و قتله اعداء رسوله، صلى‏الله علیه‏وآله، و الجبارین و الطواغیت و انه ینصر بالسیف و الرعب و انه لا ترد له رایة. (2)

مهدى از این جهت‏با جدش محمد مصطفى، صلى‏الله‏علیه‏وآله، شباهت دارد كه با شمشیر قیام مى‏كند و دشمنان خدا و رسولش و زورگویان و طاغوتیان را به قتل مى‏رساند و با شمشیر و ایجاد رعب و وحشت نصرت مى‏یابد و یارى مى‏شود و هیچ یك از پرچمهایش شكست‏خورده بر نخواهد گشت.

همچنین امام صادق، علیه‏السلام، در پاسخ ابو خدیجه كه از ایشان درمورد حضرت قائم سؤال كرده بود، فرمودند:

كلنا قائم بامر الله واحد بعد احد حتى یجى‏ء صاحب السیف فاذا جاء صاحب السیف جاء بامر غیر الذى كان. (3)

همه ما یكى پس از دیگرى قائم به امر خدا هستیم تا زمانى كه صاحب شمشیر بیاید; پس آنگاه كه صاحب شمشیر آمد برنامه و دستورى غیر از آنچه بوده به اجرا درمى‏آورد.

گویا مراد حضرت از این عبارت آن باشد كه پدرانش مامور به تقیه و مدارا بودند و او مامور به جهاد و براندازى ظلم و زور.

دهها حدیث دیگر از این قبیل وجود دارد كه همگى بیانگر قیام حضرت مهدى و رویارویى او با دشمنانش به وسیله شمشیر و سلاح جنگى پیامبر اكرم و امیر مؤمنان است. شكى نیست كه حضرتش هیچگونه استفاده‏اى از وسائل و نیروهاى تاخت و تاز فعلى دنیا نخواهد كرد.

ادامه مطلب

ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

ایرانیان و نقش آنان در دوران ظهور(1)

جمعه 2 تیر 1391 11:56 ب.ظ

نویسنده : محمد مهدی نوریزاده
ایرانیان و نقش آنان در دوران ظهور(1)

على كورانى
قبل از پیروزى انقلاب اسلامى ایران، كشور ایران در تصور غربیها پایگاهى حیاتى، آن هم در مرز شوروى و در قلب جهان اسلام به حساب مى‏آمد و از دیدگاه مسلمانها كشورى اسلامى و اصیل به شمار مى‏رفت كه «شاه‏» سر سپرده غرب و هم‏پیمان اسرائیل بر آن حكومت مى‏كرد و براى خوش خدمتى به اربابانش، كشورش را دربست در اختیار و خدمت آنان قرار داده بود.

علاوه بر آنچه كه در تصور دیگران بود، در ذهن یك فرد شیعه مانند من، كشورى بود كه در آن مرقد مطهر امام رضا، علیه‏السلام، و حوزه علمیه قم وجود داشت، كشورى داراى تاریخى اصیل و ریشه‏دار در تشیع و علما و اندیشمندان شیعه و تالیفات گرانبها، زمانى كه به روایات وارده در خصوص مدح و ستایش ایرانیان بر مى‏خوریم و آنها را بررسى مى‏كنیم، به یكدیگر مى‏گوییم: این روایات مانند روایتهایى است كه مدح و ستایش و یا مذمت اهل یمن، و یا بنى خزاعه را مى‏نماید. از این رو هر روایتى كه مدح و ستایش و یا مذمت گروهها و قبیله‏ها و بعضى كشورها را در بر دارد، نمى‏تواند بدون اشكال باشد. گرچه این روایات صحیح و درست مى‏باشند، اما مربوط به تاریخ گذشته و احوال مختلف ملتهاى صدر اسلام و قرنهاى اولیه آن است.

این طرز فكر رایج‏بین ما بود، كه امت اسلامى در حالتى جاهلانه، فرمانبردار سلطه كفر جهانى و نوكران اوست، در بین ملتها هیچ یك بر دیگرى برترى ندارد و چه بسا همین ایرانیان مورد بحث، بدتر از سایر ملتها بوده‏اند، به دلیل اینكه آنان طرفداران تمدنى كفر آمیز و برترى جوییهاى ملى و نژادى بوده‏اند كه سر سپردگانى چون شاه و اربابان غربى‏اش براى ایجاد چنین تز و طرز فكرى و تربیت مردم ایران، بر همین روش پافشارى مى‏كردند.

... تا اینكه پیروزى انقلاب اسلامى در ایران، مسلمانان را در سطح جهان غافلگیر كرد و قلبهاى غمگین آنان را چنان از خوشحالى و شادى سرشار نمود كه در قرنهاى گذشته بى‏سابقه بود، بلكه بالاتر، آنان تصور چنین پیروزى را نداشتند. این سرور و خوشحالى همه كشورها و ملتهاى مسلمان را در بر گرفت، از جمله مظاهر خوشحالى مردم، این بود كه همه‏جا صحبت از فضل و برترى ایرانیان و طرفداران سلمان فارسى بود، بطور مثال، یكى از صدها عنوانى كه در غرب و شرق جهان اسلام منتشر و پخش شد، عنوان و تیتر مجله تونسى «شناخت‏» بود كه در آن آمده بود: «پیامبر، صلى‏الله‏علیه‏وآله، ایرانیان را جهت رهبرى امت اسلامى برمى‏گزیند» این نوشته‏ها، خاطرات ما را درباره ایرانیان تجدید كرد و دریافتیم روایاتى كه از پیامبر، صلى‏الله‏علیه‏وآله، درباره آنان وارد شده است تنها مربوط به تاریخ گذشته آنها نبوده، بلكه ارتباط به آینده نیز دارد...

ما با مراجعه به منابع و تفسیر و بررسى روایات مربوط به ایرانیان، به این نتیجه رسیدیم كه این روایات و اخبار بیش از آنكه مربوط به گذشته باشد، مربوط به آینده است و جالب اینكه اینگونه روایات در منابع حدیث اهل سنت‏بیشتر از شیعه وجود دارد.

ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

ایرانیان و نقش آنان در دوران ظهور(1)

جمعه 2 تیر 1391 11:49 ب.ظ

نویسنده : محمد مهدی نوریزاده
ایرانیان و نقش آنان در دوران ظهور(1)

على كورانى
قبل از پیروزى انقلاب اسلامى ایران، كشور ایران در تصور غربیها پایگاهى حیاتى، آن هم در مرز شوروى و در قلب جهان اسلام به حساب مى‏آمد و از دیدگاه مسلمانها كشورى اسلامى و اصیل به شمار مى‏رفت كه «شاه‏» سر سپرده غرب و هم‏پیمان اسرائیل بر آن حكومت مى‏كرد و براى خوش خدمتى به اربابانش، كشورش را دربست در اختیار و خدمت آنان قرار داده بود.

علاوه بر آنچه كه در تصور دیگران بود، در ذهن یك فرد شیعه مانند من، كشورى بود كه در آن مرقد مطهر امام رضا، علیه‏السلام، و حوزه علمیه قم وجود داشت، كشورى داراى تاریخى اصیل و ریشه‏دار در تشیع و علما و اندیشمندان شیعه و تالیفات گرانبها، زمانى كه به روایات وارده در خصوص مدح و ستایش ایرانیان بر مى‏خوریم و آنها را بررسى مى‏كنیم، به یكدیگر مى‏گوییم: این روایات مانند روایتهایى است كه مدح و ستایش و یا مذمت اهل یمن، و یا بنى خزاعه را مى‏نماید. از این رو هر روایتى كه مدح و ستایش و یا مذمت گروهها و قبیله‏ها و بعضى كشورها را در بر دارد، نمى‏تواند بدون اشكال باشد. گرچه این روایات صحیح و درست مى‏باشند، اما مربوط به تاریخ گذشته و احوال مختلف ملتهاى صدر اسلام و قرنهاى اولیه آن است.

این طرز فكر رایج‏بین ما بود، كه امت اسلامى در حالتى جاهلانه، فرمانبردار سلطه كفر جهانى و نوكران اوست، در بین ملتها هیچ یك بر دیگرى برترى ندارد و چه بسا همین ایرانیان مورد بحث، بدتر از سایر ملتها بوده‏اند، به دلیل اینكه آنان طرفداران تمدنى كفر آمیز و برترى جوییهاى ملى و نژادى بوده‏اند كه سر سپردگانى چون شاه و اربابان غربى‏اش براى ایجاد چنین تز و طرز فكرى و تربیت مردم ایران، بر همین روش پافشارى مى‏كردند.

... تا اینكه پیروزى انقلاب اسلامى در ایران، مسلمانان را در سطح جهان غافلگیر كرد و قلبهاى غمگین آنان را چنان از خوشحالى و شادى سرشار نمود كه در قرنهاى گذشته بى‏سابقه بود، بلكه بالاتر، آنان تصور چنین پیروزى را نداشتند. این سرور و خوشحالى همه كشورها و ملتهاى مسلمان را در بر گرفت، از جمله مظاهر خوشحالى مردم، این بود كه همه‏جا صحبت از فضل و برترى ایرانیان و طرفداران سلمان فارسى بود، بطور مثال، یكى از صدها عنوانى كه در غرب و شرق جهان اسلام منتشر و پخش شد، عنوان و تیتر مجله تونسى «شناخت‏» بود كه در آن آمده بود: «پیامبر، صلى‏الله‏علیه‏وآله، ایرانیان را جهت رهبرى امت اسلامى برمى‏گزیند» این نوشته‏ها، خاطرات ما را درباره ایرانیان تجدید كرد و دریافتیم روایاتى كه از پیامبر، صلى‏الله‏علیه‏وآله، درباره آنان وارد شده است تنها مربوط به تاریخ گذشته آنها نبوده، بلكه ارتباط به آینده نیز دارد...

ما با مراجعه به منابع و تفسیر و بررسى روایات مربوط به ایرانیان، به این نتیجه رسیدیم كه این روایات و اخبار بیش از آنكه مربوط به گذشته باشد، مربوط به آینده است و جالب اینكه اینگونه روایات در منابع حدیث اهل سنت‏بیشتر از شیعه وجود دارد.

ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

حضرت حجة بن الحسن المهدی ( عج )

جمعه 2 تیر 1391 11:47 ب.ظ

نویسنده : محمد مهدی نوریزاده
حضرت حجة بن الحسن المهدی ( عج )

على زمانى قمشه‏اى
نام مبارك ایشان: «م;ح;م;د» و نام مادرشان - به اختلاف روایات- «نرجس; ریحانه; سوسن; صیقل; حكیمه; مریم‏» مى‏باشد.

تاریخ زادروز آن حضرت - نیز به اختلاف - شب جمعه نیمه شعبان‏سال 255 ه ، یا 8 شعبان سال‏256 ه . و یا23 رمضان سال 258 هبه نگارش آمده است.

لیكن مشهور آن است كه تولد با سعادت آن حضرت در شب جمعه نیمه‏شعبان سال 255ه واقع شده است. این تاریخ نود هزار و دویست وسى و یك روز(90231) از مبدا هجرت گذشته را نشان مى‏دهد وبرابر است‏با روز پنجشنبه دهم مرداد سال 248(10/5/248) شمسى‏كه به اتفاق در شهر سامره واقع گردیده است.

كنیه آن حضرت، ابوالقاسم و القاب ایشان: «مهدى، حجه‏الله;بقیه‏الله; صاحب‏الزمان; خلف صالح; منتظر; قائم; خاتم و...»

است (1) .

سید بن طاوس از ابوجعفر قمى نقل كرده است: در شهر قم‏اخترشناسى بود از قوم یهود كه در اخترشناسى و حساب نجوم‏برجستگى و مهارت ویژه داشت، روزى «احمد بن اسحاق‏» او راحاضر كرد و گفت: در فلان وقت نوزادى به دنیا آمده است، طالع اورا بگیر و میلادش را محاسبه كن، اخترشناس یاد شده طالع مولودرا گرفت و درباره محاسبات نجومى [كه از آنها احكام نجوم رااستخراج و استنباط مى‏كنند] و نظر به عمل آورد، آنگاه رو به‏احمد بن اسحاق كرد و گفت: نمى‏بینم این فرزند از آن تو باشد،جز این نیست كه این مولود یا پیامبر است‏یا وصى پیامبر، نجوم‏دلالت دارد این نوزاد مالك شرق و غرب گیتى مى‏شود، مالك خشكى ودریا كوه، صحرا و بیابان، حتى روى زمین هیچ‏كس باقى نمى‏ماند جزاین كه به دین او مى‏گرود و به ولایت او معتقد مى‏گردد (2) .

اعتقاد به موعود نجات‏بخش
1 - در مذاهب یهود، نصارى، مانى، زرتشت و اسلام از انتظارموعودى نجات‏دهنده سخن به میان است كه او خواهد آمد و همه جهان‏را اصلاح خواهد نمود، مثلا یهودیان و مسیحیان چشم به راه رجعت‏حضرت مسیح(ع) دوخته‏اند. این سخن برگزیده از كتاب «اشعیاء»باب شصت و یكم است.

در مذاهب یهود، مسیح و زرتشت قبل از ظهور نجات‏دهنده نیروهاى‏بدى ظاهر مى‏شوند، نزد یهود هجوم یاءجوج و ماءجوج، نزد عیسویان‏اژدها یا جانور «یوحنایى‏» و پیامبر كذاب، نزد زرتشتیان‏«مار ضحاك‏» كه همان «دجال‏» مسلمانان است.

نزد هر سه ملت نجات‏دهنده از دودمان عالى مرتبه خواهد بود، نزدیهودیان و عیسویان از نژاد پادشاه اسرائیل، نزد زرتشتیان‏«سوشیانس‏» پسر زرتشت است.

مسلمانان نیز معتقدند انهدام نیروى دجال یا پیامبر كذاب به‏دست امام غایب انجام خواهد گرفت كه او نیز از اولاد پیامبراسلام(ص) است.

بقیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

دورنمایى از عصر امام عسكرى(ع)

جمعه 2 تیر 1391 11:42 ب.ظ

نویسنده : محمد مهدی نوریزاده
دورنمایى از عصر امام عسكرى(ع)

سید علیرضا جعفرى
یكى از راههاى پى بردن به شخصیت واقعى انسانها، آگاهى از زمان آنهاست.

با توجه بدین حقیقت، برآنیم تا نگاهى گذرا به عصر امام عسكرى(ع) بیفكنیم تابخشى از عظمت‏شخصیت تابناك آن امام معصوم را دریابیم.

دوران كودكى
امام عسكرى(ع) در دوران كودكى شاهد اهانتهاى متوكل عباسى به اهل‏بیت عصمت(علیهم السلام)، به ویژه پدر بزرگوارش امام هادى(ع)، بود. او مى‏دیددشمن زیارت جدش امام حسین(ع) را ممنوع و حتى مزار مقدسش را با خاك یكسان‏كرده است.

متوكل به خاطر احساس ترس از گرایش مردم به اهل بیت (علیهم السلام)فرمان داد امام هادى(ع) و خاندانش را دستگیر و از مدینه به سامرا منتقل‏كنند.

امام عسكرى(ع) یورشهاى ناجوانمردانه و دور از ادب ماموران حكومت‏به‏خانه پدرش را مشاهده كرد و سرانجام در شهادت مظلومانه پدر ارجمندش به سوگ‏نشست.

فرمانروایان آن روزگار
بنى‏عباس، كه پس از بنى‏امیه با زور و تزویر به‏حكومت دست‏یافتند، براى مردم چیزى جز وحشت، اختناق و ستم به ارمغان‏نیاوردند. آنها جنگیدند، غارت كردند و مردم را در بیچارگى، فقر و اندوه فروبردند. امویان كافرانه و آشكارا به اسلام ضربه مى‏زدند، ولى عباسیان منافقانه‏و پنهانى. فرزندان عباس در پى آن بودند كه با رنگ دین به نظام سیاسى خویش‏تقدس بخشند، اما تفكر اهل بیت‏سدى استوار در برابر هواهاى نفسانى‏شان پدیدآورده بود.

آنها در ظاهر خویش را جانشینان رسول خدا(ص) معرفى مى‏كردند، باعوام‏فریبى به نام دین از مردم بهره مى‏كشیدند و اهداف خود را پیش مى‏بردند. ستمگران بنى‏عباس، در سایه زور و تزویر، از كیسه بیت‏المال كاخهاى باشكوه‏مى‏ساختند، ماموران و چاپلوسان را ثروتمند مى‏ساختند و بى‏خبر از وضعیت دشوارزندگى مردم به خوشگذرانى مى‏پرداختند. فاصله طبقات فقیر و غنى هر روز بیشتر مى‏شد. و سرنیزه‏هاى حكومت‏براى خاموش‏ساختن فریاد اعتراض مردم تیزتر.

خلفاى دوران امام
خلفایى كه همزمان با امامت‏حضرت عسكرى(ع) قدرت را در دست‏داشتند، عبارتند از: 1- متوكل بیش از چهارده سال; (232- 247) 2- منتصر (فرزند متوكل)9 ماه;(247- 248) 3- مستعین (فرزند متوكل) سه سال و اندى; (248- 252) 4- معتز (فرزند متوكل) حدود چهار سال; (252- 255) 5- مهتدى 11 ماه; (255- 256) 6- معتمد (فرزند متوكل)23 سال; (256- 279)

در زمان این جنایتكاران مظلومیت‏شیعه فزونى یافت و بسیارى از شیعیان به طرز فجیعى به شهادت رسیدند. شدت ستم‏چنان بود كه خودكامگان گاه پیكرهاى پاك شهیدان را نیز آماج بى‏حرمتیهاى خودقرار مى‏دادند. در این زمان كانون تفكرات ناب شیعى حضرت امام حسن عسكرى(ع)نیز پیوسته مورد آزار و اهانت قرار مى‏گرفت. هر چند آن بزرگوار نیز چون پدرگرانقدرش به رعایت احتیاط و تقیه پاى مى‏فشرد; ولى شمار جاسوسان به اندازه‏اى‏بود كه گاه مراعات همه جوانب احتیاط نیز سودمند واقع نمى‏شد. سبب اصلى این‏فشارها و سختگیریها علاقه شدید مردم به اهل بیت (علیهم السلام) و نیز روایتهاى‏متواتر در باره قائم بودن فرزند امام عسكرى(ع) بود.

شورشها
در روزگار امام افراد و گروههایى، كه برخى از آنها مورد تایید حضرت‏نیز بودند، آشكارا علیه حكومت فاسد شوریدند. مسعودى، مورخ مشهور، در تاریخ خویش به قیامهاى آن عصر چنین اشاره مى‏كند: 1- قیام كوفه به رهبرى یحیى بن‏عمر طالبى (ازنوادگان جعفر طیار(ع‏» كه در سال‏248 روى داد و سرانجام با شهادت یحیى فروكش كرد; 2- انقلاب حسن بن‏زید علوى(از نوادگان امام على(ع‏» در طبرستان; (گرگان و مازندران) حسن بن‏زید، پس ازنبردى شدید، حكومت منطقه را به دست گرفت و در سال 270 وفات یافت; 3- قیام رى‏به رهبرى محمد بن‏جعفر كه در سال 250 تحقق یافت. محمد سرانجام دستگیر شد; 4- قیام قزوین كه در سال 250 به رهبرى حسن بن‏اسماعیل كركى به وقوع پیوست; 5- قیام سال 251 كوفه به رهبرى ابن‏حمزه; 6- قیام بصره به رهبرى صاحب زنج كه درسال 255 شروع شد و 15 سال ادامه یافت; 7- قیام یعقوب لیث صفار در سیستان كه‏در 262 آغاز شد.



بقیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

دیدار با مهدى(عج) در سایه قرآن

جمعه 2 تیر 1391 01:37 ب.ظ

نویسنده : محمد مهدی نوریزاده
دیدار با مهدى(عج) در سایه قرآن

اسماعیل محمدى كرمانشاهى
مساله دیدار حضرت مهدى(عج) از مسائل مهمى است كه در طول قرنهاى متمادى قلوب شیعیان مشتاق را به خود مشغول داشته و آنان كه عاشق وصال حضرت بوده‏اند در این انتظار سوخته‏اند و ساخته‏اند، از این میان، شایستگان به مقام دیدار نائل آمده‏اند و از فیض محضر حضرت ولى عصر(عج) بهره‏مند گردیده‏اند و چه زیبا به آرزوى خود رسیده‏اند.

خوشبختانه براى راهیابى و درك محضر امام عصر(عج) از ناحیه معصومین (علیهم السلام) و راه‏یافتگان به وصال آن حضرت سفارشهایى شده كه مشتاقان را به مقصود نزدیكتر مى‏سازد و راهنماى آنان براى تشرف به محضر قدسى حضرت مهدى(عج) مى‏گردد.

حضرت مهدى(عج) در نامه‏اى كه خطاب به شیخ مفید مرقوم نموده، فرموده است:

و اگر خدا شیعیان ما را براى طاعت‏خود موفق بدارد، در اینكه دلهاشان با هم باشد و به عهد خود وفا كنند، بركت‏به لقاء ما از آنها تاخیر نیفتد و سعادت مشاهده ما به آنها به زودى خواهد رسید. - كه این لقاء و دیدار ما - به سبب حقیقت معرفت و صدقى است كه با ما دارند. پس ما را از آنها دور نمى‏دارد مگر آنچه كه از آنها صادر مى‏شود كه ما از آن كراهت داریم و براى آنها اختیار نمى‏كنیم. (1)

و شیخ كلینى در كافى از حضرت امام محمد باقر(ع) روایت كرده كه هر كس بخواند مسبحات، یعنى سوره حدید، حشر، صف، جمعه، تغابن و اعلى را پیش از خواب، نمیرد تا درك نماید حضرت قائم(ع) را و اگر مرد در جوار حضرت پیغمبر(ع) خواهد بود. (2)

و امام صادق(ع) فرمود: هر كس سوره بنى‏اسرائیل را در هر شب جمعه بخواند نمى‏میرد تا حضرت قائم(عج) را درك كند و از اصحاب و یارانش باشد. (3)

و امام باقر(ع) فرمود:«كسى كه مسبحات را بخواند، از دنیا نمى‏رود تا حضرت مهدى(عج) را درك كند و اگر جلوتر از دنیا برود، در جهان دیگر در همسایگى رسول خدا(ص) خواهد بود.» (4)

شیخ رجبعلى خیاط مردى از پاكان روزگار بوده كه درجات عالى سلوك را پشت‏سر نهاده و به مراتب عالى معرفت رسیده بود، براى این مرد بزرگ حكایات و كراماتى نقل شده كه در كتاب ارزشمند «تندیس اخلاص‏» تالیف حجة‏الاسلام و المسلمین محمد محمدى رى‏شهرى مذكور است. به علاوه دستورالعملهاى اخلاقى و سفارشهایى از شیخ رسیده است كه حكایت‏یكى از آنها چنین است:

جناب شیخ در برابر درخواستهاى مكرر یارانش براى تشرف به محضر مقدس حضرت ولى عصر(عج) سفارشهاى خاصى فرموده است كه از جمله مى‏توان به مورد زیر اشاره كرد:

شبى یكصد بار آیه كریمه «رب ادخلنى مدخل صدق و اخرجنى مخرج صدق واجعل لى من لدنك سلطانا نصیرا» (5) قرائت‏شود. (تا چهل شب)

یكى از كسانى كه این سفارش شیخ را دریافت كرده و بر آن مداومت كرده است، پس از چهل روز نزد شیخ مى‏آید و مى‏گوید موفق به زیارت حضرت نشده است. شیخ مى‏فرماید: هنگامى كه در مسجد نماز مى‏خواندید، آقاى سیدى به شما فرمودند: «انگشتر در دست چپ كراهت دارد» و شما گفتید: «كل مكروه جائز» هم ایشان امام زمان(ع) بودند.

حكایت دیگرى نقل شده است كه دو فرد مغازه‏دار عهده‏دار زندگى خانواده سیدى مى‏شوند. یكى از آن دو براى تشرف به محضر امام زمان(ع) ذكر سفارش شده مرحوم شیخ را شروع مى‏كند. پیش از شب چهلم، یكى از فرزندان خانواده سید نزد او مى‏آید و یك قالب صابون مى‏خواهد. مغازه‏دار مى‏گوید: مادرت هم فقط ما را شناخته، مى‏توانى از دیگرى صابون بگیرى!

شب كه خوابیده است، متوجه مى‏شود از داخل حیاط او را صدا مى‏كنند، بیرون مى‏آید و كسى را نمى‏بیند. پس از آن كه سه بار صدا را مى‏شنود كه با نام او را صدا مى‏زنند، در حیاط را مى‏گشاید، در كوچه سیدى را مى‏بیند كه روى خود را پوشانده است و مى‏گوید: «ما مى‏توانیم بچه‏هایمان را اداره كنیم، ولى مى‏خواهیم شما به جایى برسید.» (6)

نقل شده كه سید ابوالحسن حافظیان یكى از مفاخر سرزمین خراسان به نقل از مرحوم شیخ حسنعلى اصفهانى (نخودكى) متوفى‏17 شعبان 1361ه .ق و او هم به نقل از شیخ حسن اصفهانى داستانى به شرح زیر نقل مى‏كند:

من با قدرت زیادى براى توفیق تشرف به پیشگاه حضرت بقیة‏الله (ارواحنا فداه) تلاش كردم و در این راه از هر ذكر و دعا و توسلى كه بلد بودم فرو نگذاشتم ولى توفیق حاصل نشد. شبى در عالم رؤیا به من گفته شد: شما در این راه موفق نخواهید شد زیرا فلان صفت در شما هست تا این صفت را داشته باشید لیاقت دیدار كعبه مقصود را نخواهید داشت.




بقیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

عدالت و قاطعیت در وقت ظهور

جمعه 2 تیر 1391 01:19 ب.ظ

نویسنده : محمد مهدی نوریزاده

عدالت و قاطعیت در وقت ظهور

استاد محمد حكیمى
امام مهدى (ع) در راه و كار خود سازش‏ناپذیر است و در اجراى حدود و احكام الهى و مبارزه با ستمگران قاطعیتى خدایى دارد، چشم‏پوشى و مسامحه‏اى در راه و روش او نیست، از ملامت ملامتگران نمى‏هراسد، از هیچ مقام و قدرتى نمى‏ترسد، و بدون هیچگونه ملاحظه‏اى تبهكاران را كیفر مى‏كند و صالحان زاهد و ساده‏زى و بى‏آلایش را در مصادر امور مى‏گمارد.

قاطعیت، خصلت همه رهبران راستین الهى است، و این خصلت در وجود مبارك امام مهدى (ع) در حد اوج و كمال است. و معیار پاكسازى اجتماعات بشرى همین است. عینیت‏یافتن عدالتى فراگیر و ریشه‏سوزى هر ظلم و ستم باید بدون كمترین ترحم و ارفاق و استثنایى صورت گیرد، بطورى كه در هیچ جاى جهان علت فساد و عامل بیدادى برجاى نماند، تا بتواند بتدریج‏به مناطق دیگر نفوذ كند، و به توطئه و كارشكنى در كار سامان بخشیدن به جامعه بشرى بپردازد.

این تجربه همه دوران تاریخ است كه سازش و ارفاق و ملایمت در پاكسازى جامعه و زدودن علل و عوامل ناراستى و نادرستى و تجاوزطلبى، همواره موجب گردیده است تا پس از گذشت اندك زمانى، نیروهاى ضدحق و ضد عدل در سازماندهى مجددى تشكل یابند، و از پشت‏به نیروهاى مردمى و انقلابى یورش آورند، و ضربه‏هاى كارى وارد سازند، و آنان را بكلى از پاى درآورند، یا دست‏كم تضعیف كنند و در راه و كارشان ناموفق سازند. این موضوع تجربه همیشگى تاریخ است. و دیگر بار، در دوران ظهور بزرگ، این واقعیت نادیده گرفته نمى‏شود، تا پاكسازى بزرگ و ریشه‏اى جامعه بشرى تحقق خارجى یابد، و از هر شكست و ناتوانى و سستى در امان ماند. از اینرو، امام منجى، در سراسر اندام جامعه بشرى سلولى فاسد بر جاى نمى‏گذارد، و هر خس و خاشاكى را از مسیر انسان برمى‏دارد، و هر فسادى را در نطفه خفه مى‏كند، و هر ستمى را از ریشه مى‏خشكاند. در همه جریانهاى فاسد و ضدانسانى، همه عاملان، زمینه‏سازان و دستیاران آن جریانها را از دم تیغ مى‏گذراند.





بقیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

حدیث40- مهدى (ع) حافظ امنیت :

جمعه 2 تیر 1391 12:54 ب.ظ

نویسنده : محمد مهدی نوریزاده
ارسال شده در: چهل حدیث از امام زمان ،

حدیث40- مهدى (ع) حافظ امنیت :

عبدالله بن عباس از پیغمبر اكرم (ص) روایت كرده كه فرمود:

لن تهلك امة انا فى اولها و عیسى بن مریم فى آخرها و المهدى فى وسطها . (3)

امتى كه من در اول آنها و عیسى بن مریم در آخر آنها و مهدى در وسط آنها باشیم، هرگز هلاك نمى شوند.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

حدیث39- مهدى با عیسى بن مریم سخن مى گوید

جمعه 2 تیر 1391 12:54 ب.ظ

نویسنده : محمد مهدی نوریزاده
ارسال شده در: چهل حدیث از امام زمان ،

حدیث39- مهدى با عیسى بن مریم سخن مى گوید:

جابر بن عبدالله انصارى از آن حضرت روایت نموده كه فرمود:

ینزل عیسى بن مریم (ع) فیقول امیر هم المهدى تعال صل بنا فیقول : الا ان بعضكم على بعض امراء تكرمة من الله عزوجل لهذه الامة.  

چون اصحاب مهدى قیام كنند، عیسى بن مریم از آسمان فرود آید، امیر قیام كنندگان به عیسى مى گوید بیا تا با تو نماز بگذاریم عیسى مى گوید: شما خود از جانب خدا برخى بر برخى دیگر امیر هستید و این لطف خدا نسبت به این امت است .




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

حدیث38-عیسى (ع) مأموم مهدى (ع)

جمعه 2 تیر 1391 12:53 ب.ظ

نویسنده : محمد مهدی نوریزاده
ارسال شده در: چهل حدیث از امام زمان ،

حدیث38-عیسى (ع) مأموم مهدى (ع) :

ابوسعید از پیغمبر (ص) نقل كرده كه فرمود:

منا الذى یصلى عیسى ابن مریم (ع) خلفه .

آن كس كه عیسى بن مریم پشت سر او نماز مى گذارد ، از ما است .




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

حدیث37- مهدى (ع) پس از پادشاهان ستمگر

جمعه 2 تیر 1391 12:53 ب.ظ

نویسنده : محمد مهدی نوریزاده
ارسال شده در: چهل حدیث از امام زمان ،

حدیث37- مهدى (ع) پس از پادشاهان ستمگر:

قیس بن جابر از پدرش و او از جدش ، از رسول خدا (ص) روایت نموده كه فرمود:

 سیكون بعدى خلفاء و من بعد الخلفاء امراء و من بعد الامراء ملوك جبابرة ثم یخرج رجل من اهل بیتى یملاء الارض عدلاً كما ملئت جوراً .

بعد ا ز من خلفاء خواهند بود و بعد ازخلفاء امراء و بعد از امراء پادشاهان ستمگر بیایند آنگاه مردى از اهل بیت من خواهد آمد كه زمین را از عدل و داد پركند چنانكه پراز ظلم باشد.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

حدیث36- قسطنطنیه به دست مهدى (ع) فتح شود

جمعه 2 تیر 1391 12:53 ب.ظ

نویسنده : محمد مهدی نوریزاده
ارسال شده در: چهل حدیث از امام زمان ،

حدیث36- قسطنطنیه به دست مهدى (ع) فتح شود:

ابوهریره از پیغمبر (ص) روایت كرده كه فرمود:

لا تقوم الساعة حتى یملك رجل من اهل بیتى یفتح القسطنطنیة و جبل الدیلم و لو لم یبق الا یوم واحد لطول الله ذلك الیوم حتى یفتحها.

پیش از آنكه قیامت شود و مردى از اهل بیت من به سلطنت رسد و قسططنطنیه و جبال دیلم (2) را فتح كند اگر یك روز از عمر دنیا باقى باشد خداوند آن روز را چندان دراز گرداند تا آنجا را فتح كند.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -



تعداد کل صفحات : 4 1 2 3 4
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic